ساختن و ساختن - تاریخ: 1405/5/23 ساعت: 5:15
در زمان حاضر به اندازه تمام دنیا دلتنگ شدم و سعی کردم کل روز رو بخوابم و همش خوابیدم ‌...و بعد ک پا شدم تا من هنوز همان دلتنگ دیوانه ام.. راه تنفسی ام بسته شده بود... چنگ می انداختم به بالشم و دهانم را فرو می کردم در آن و بلند بلند نفس می کشیدم...فکر می کنم این حجم درد نشانه ی این است که بالاخره معج...
رضا صادقی - تاریخ: 1405/5/23 ساعت: 5:15
رضا صادقی.... از خواب تلخ بیدار شدم و دیدم شکلک گریه گذاشتی همون ک من هستم....پیر شدم از این غم ..میبینم موهای سفید رو لای موهای مشکی ....پیر شدم عدم.....ته بن بستم ....نه راه رفت ....نه راه برگشت ...فقط اینو خوب میدونم ک تو نباشی نمیشه....شاید رضا صادقی تنها آدمی باشه که بتونه آرومم کنه....دلم برات...
دنیا تیره شد اما دلم نه - تاریخ: 1405/5/23 ساعت: 5:15
دنیا تیره شد اما دلم نه.... چی فکر کردی دو به هم زن بداخلاق؟! با بداخلاقی با سیاست دادن با داد زدن میتونی من رو از عشقم جدا کنی؟! نه نمی تونی ...نمیتونم ببینمش اما ته قلبم هستش ...فهمیدی؟! چقدر تو نفهم بودی که فکر کردی عشق من آنقدر حقیره؟! یک دل سیر لای اشکام بهت خندیدم.‌...دلم برات میسوزه که فکر کر...
دلتنگی... - تاریخ: 1401/4/22 ساعت: 7:57
نشستم به داد زدنش گوش کردم....همینم خوبه برای امروزم..
بیخوابی... - تاریخ: 1398/2/9 ساعت: 20:51
میخوام بنویسم از روز ها و شبهای درد .....ساعت دو و سی هشت دقیقه بامداد....
ساختن و ساختن.... - تاریخ: 1398/2/9 ساعت: 20:51
امروز به اندازه تمام دنیا دلتنگ شدم و سعی کردم کل روز رو بخوابم و همش خوابیدم ...و بعد ک پا شدم تا من هنوز همان دلتنگ دیوانه ام.. راه تنفسی ام بسته شده بود... چنگ می انداختم به بالشم و دهانم را فرو
گفتی و شنیدم... - تاریخ: 1398/2/9 ساعت: 20:51
گفتی و شنیدم اما اونجاییش ک بعد مدت ها اسم کوچیکم رو گفتی یکهو دلم لرزید...و قند تو دلم آب شد...از اینکه دلتنگی تورو هم اذیت میکنه من خوشحال شدم...خوشحالی مرموزانه....چه قشنگ بازی میکردی ک منو دوس نداری مدت ها پیش بهار ..
بیصدا... - تاریخ: 1398/2/9 ساعت: 20:51
یه چیزایی هست ک نمیدونی، مثلا اینکه چقد عکست رو نگات کردم،چقد وُيساتو گوش دادم و بى صدا اشك ريختم ... . . . بیصدا در سکوت و خموش....بهار
سکوت سرد.. - تاریخ: 1398/2/9 ساعت: 20:51
و دلتنگی که صاحب دل را روزی هزار بار می کشد... . . .و چقدر خسته ام امروز و دلتنگ....بهار ....عدم...
جنگ ... - تاریخ: 1397/3/13 ساعت: 23:57
در جنگم...در جنگی....سرم داره میترکه...تو دلم غوغاست .....عکست رو عوض کردی و دیدم چقدر چشمات بی فروغ شدن...چشمات بی فروغ اما اخلاقت بهتر....چه جنگ تلخی.....یک لحظه تصمیم میگیرم نباشم و نباشم تا قیامت....اما نمیشه ک نباشم....ترجیح میدهم که از این نیز بگذرم.... Let's block ads! (Why?)
دنیا تیره شد اما دلم نه.... - تاریخ: 1397/3/13 ساعت: 23:57
چی فکر کردی دو به هم زن بداخلاق؟! با بداخلاقی با سیاست دادن با داد زدن میتونی من رو از عشقم جدا کنی؟! نه نمی تونی ...نمیتونم ببینمش اما ته قلبم هستش ...فهمیدی؟! چقدر تو نفهم بودی که فکر کردی عشق من آنقدر حقیره؟! یک دل سیر لای اشکام بهت خندیدم....دلم برات میسوزه که فکر کردی میتونی من و عزیزم  رو از ه...